تغييرات خُلقي مادر در سومين ماه بارداري

رفتار، خلق، وضعيت جسماني و طرز تفكر زن باردار در هفته نهم بارداري ممكن است نسبت به ابتداي بارداري‌اش تغييرات زياد كرده باشد. او حالا با شروع و شدت پيدا كردن علائم بارداري به باور بيشتري رسيده و براي سلامت جسماني خود و جنينش تلاش بيشتري مي‌كند.
تغييرات خلقي همراه با رشد جفت
نوسان هاي هورموني كه همزمان با رشد جفت افزايش پيدا مي‌كند باعث واكنش‌هاي خلقي و جسماني در زن باردار مي‌شود.
ممكن است در اثر اين نوسانات زن باردار دچار كاهش فشار خون و قند خون شده و در نتيجه سطح انرژي او كاهش پيدا مي‌كند.
در نتيجه اين اتفاقات خستگي حاملگي بر او مستولي مي‌شود اما در هفته نهم بارداري تقريباً جفت رشد اصلي خود را كرده و تغييرات هورموني روبه‌كاهش است و او در اين هفته انرژي بيشتري در خود حس مي‌كند.
علاوه بر اين بيماري صبحگاهي يا همان احساس حالت تهوع هنگام صبح نيز كاهش پيدا كرده و تا يكي يا دو هفته آينده ساختار جفت كامل مي‌شود و مشكلات هفته‌هاي اول بارداري روبه‌كاهش مي‌رود.
البته اين به آن معنا نيست كه زن باردار توانايي قبل از بارداري‌اش را براي انجام برخي كارهاي خانه و بيرون از خانه به تنهايي دارد، بلكه خبر خوشي است كه از دغدغه‌هاي فكري شوهرش كم مي‌كند.
حمايت‌هاي رواني راهگشا
بايد در نظر داشت كه نوسانات هورموني در اين هفته هم ادامه دارد و حتي ممكن است وضعيت رواني بي‌ثباتي را در مادر ايجاد
كند.
همسر زن باردار بايد در نظر داشته باشد كه ممكن است در اين هفته مادر گاه احساس شادماني زياد و گاه احساس غمگيني كرده و ممكن است بشدت گريه ‌كند.
البته آگاهي نسبت به اين احساسات متناقض زن باردار به زن و شوهرش كمك مي‌كند تا با واقعيات اين دوره از بارداري راحت‌تر كنار آمده و شوهر حمايت‌هاي رواني بيشتري از او به عمل آورد. در اين هفته همسر نبايد بخاطر واكنش‌هاي رواني و متناقض، او را سرزنش كند بلكه ابراز همدردي به كاهش حالات متناقض خلقي و رفتاري‌اش كمك مي‌كند.
يكي از دغدغه‌هايي كه ممكن است در اين هفته در زن باردار نمايان شود، دلواپسي‌هاي مداوم او براي تغذيه و رشد جنينش است. خصوصاً زناني كه ويار بارداري شديد دارند ممكن است در سه ماه اول بارداري كاهش وزن نيز داشته باشند و از اين‌رو براي سلامت جنين خود درباره رشد و نحوه تغذيه او احساس نگراني كنند.
شوهر زن باردار در اين دوران بهتر است اين آگاهي را به همسر خود بدهد كه جنين مواد مورد نياز خود را از بدن مادر مي‌گيرد و بهتر است براي اينكه اين نگراني كاهش پيدا كند وعده‌هاي غذايي روزانه‌اش را به وعده‌هاي كوچك به ميزان
6 وعده در روز تقسيم كند تا با اين كار هم حالت تهوع او كاهش پيدا كرده و هم معده خالي نباشد.
تغييرات فيزيكي در هفته نهم بارداري
كم‌خوابي و مشكلات خواب در دوران بارداري رايج است البته ميزان شيوع آن به اندازه ماه‌هاي آخر نيست ولي بهتر است به او اجازه داد تا زمان زيادتري را به استراحت بپردازد و زودتر از شب‌هاي قبل بخوابد.
بزاق دهان در اين هفته ممكن است افزايش بيشتري پيدا كند. اگر او شكايتي در اين مورد داشت شوهر مي‌تواند به او پيشنهاد دهد تا براي سلامت دهان و دندانش روزي چندبار دهان خود را با آب شسته و مسواك بزند.
البته زن باردار در اين هفته آمادگي بيشتري براي پذيرش كامل بارداري در خود حس مي‌كند و پذيرش برخي علائم بارداري برايش ملموس‌تر
مي‌شود.
اگر زن در اين دوران دچار ورم بارداري شد همسر بايد به او كمك كرده تا حتماً وعده‌هاي سالم غذايي مصرف كرده و يا براي او آب سبزيجات تهيه كند زيرا نوشيدن آب سبزيجات به كاهش يبوست بارداري و در نتيجه كاهش ورم در اين دوران كمك مي‌كند.
گرچه ممكن است حساسيت به برخي رايحه‌ها هنوز در زن وجود داشته باشد در اين مورد نيز شوهر مي‌تواند با همسر خود همكاري بيشتري كرده و براي مدتي پنجره‌ها را باز بگذارد و يا اينكه در شست‌وشوي برخي لباس‌ها و وسايلي كه زن نسبت به آن حساسيت بويايي پيدا كرده است كمك كند.
تغييرات مسافر كوچولو
دادن اطلاعاتي درباره جنين در اين دوره نيز به زن باردار او را براي پذيرش بارداري‌اش اميدوارتر مي‌كند.
در هفته نهم بارداري ماهيچه‌هاي كوچك جنين در حال شكل‌گيري هستند و دست‌ها و پاهايش رشد مي‌كنند اما هنوز مادر احساسي نسبت به جنين خود در ناحيه شكم ندارد و در اين هفته تنها از طريق شنيدن صداي قلبش با آن ارتباط عاطفي، فكري و رواني بيشتري برقرار مي‌كند.

آموزگاران خانگي


بهترين محل آموزش مهارت‌هاي زندگي زناشويي به كودكان و نوجوانان، خانواده است. پدر و مادر نخستين سرمشق فرزند براي هر موضوع هستند.
چگونگي سخن گفتن، بيان احساسات و هيجانات، راه رفتن، غذاخوردن، نظم و انضباط يا بي‌نظمي و ... همه توسط رفتار پدر و مادر شكل مي‌گيرد، هر چند زمينه زيست‌شناختي اين موضوعات به صورت ژنتيك در دستگاه عصبي كودك به وديعه گذاشته شده است.
خداوند در انسان به عنوان يك موجود اجتماعي، ظرفيت‌هاي رفتاري مناسب براي تعامل با ديگر انسان‌ها را قرار داده است اما اين ظرفيت‌ها بايد با آموزش مناسب به فعليت درآيد در غير اينصورت بي‌استفاده مي‌ماند. خانواده مناسب‌ترين جايگاه براي اينگونه آموزش‌هاست.
همه رفتارهاي انسان در زندگي زناشويي دخالت دارد. نمي‌توان مرزبندي بين رفتارهايي كه براي زندگي زناشويي مطلوب و ضروري است، با آنچه براي زندگي زناشويي اهميت ندارد به عمل آورد.
براي نمونه آداب گفت‌وگو، آداب غذاخوردن و بهداشت فردي به همان اندازه مهرباني و احترام نسبت به شريك زندگي براي تداوم زندگي زناشويي ضروري است.
بنابراين پدر و مادري كه زندگي مبتني بر اصول را به فرزندان خويش مي‌آموزند به آنان مهارت‌هاي مناسب براي زندگي زناشويي آينده را هم آموزش مي‌دهند. برخي از اين اصول چنان بديهي به نظر مي‌رسند كه گاهي در آموختن آنها به صورت نظري و عملي سهل‌انگاري مي‌شود.
براي نمونه، خوشرويي، ادب، احترام به حقوق ديگران، فداكاري و گذشت، ... در عين حال پدر و مادر بايد نسبت به يكديگر چنين رفتار كنند تا كودك به صورت غيراستشعاري و ناخودآگاه نيز اين امور را فرا بگيرد.
اگر پدر و مادر با بي‌احترامي و خشونت با يكديگر رفتار كنند اما به فرزند مهرباني و گفت و شنود را توصيه كنند، كودك آنچه را در عمل مي‌بيند مي‌آموزد و به‌كار مي‌بندد و نه آنچه را مي‌شنود. به گفته سعدي:
بزرگي سراسر به گفتار نيست
دو صد گفته چون نيم كردار نيست
پدر و مادر بايد در درجه نخست محيطي امن را براي پرورش كودك فراهم كنند. غذا، پوشاك، محافظت از خطر، آموزش رسمي، و توجهات بهداشتي براي كودك ضروري است.
در عين حال آموختن دينداري، نظم و احترام به ديگران نيز از وظايف والدين است. در اينجا نيز بايد مراقب بود تناقض ايجاد نشود.
براي نمونه، پدر و مادري كه بي‌نظم و بي‌توجه به قول و قرار خود باشند نمي‌توانند توقع وفاي به عهد را از كودك خويش داشته باشند.
مقدم دانستن نيازهاي ديگران بر نياز خود، توجه به خداوند در همه امور، احترام به ديگران چه در لفظ و چه در عمل از موضوعاتي است كه آموختن آن در خانواده در دوران كودكي مي‌تواند متضمن زندگي زناشويي خوب در دوران جواني و ميانسالي و سالمندي باشد.

راهكارهاي كارشناسي براي تربيت فرزندان در صورت نبود پدر

 وقتي پدر نيست

خانواده به عنوان كوچك‌ترين و مهم‌ترين واحد اجتماعي نقش مهمي در برقراري تعامل اجتماعي افراد با يكديگر دارد. هنگامي كه زن و مرد با هم ازدواج مي‌كنند، تعامل دو نفره‌اي ميانشان ايجاد مي‌شود كه با ورود شخص سوم يا فرزند به جمع آنها، اين ارتباطات افزايش پيدا مي‌كند. با اين تعريف درك اين مطلب كه خانواده محيطي است براي يادگيري ارتباط‌هاي گروهي و بين فردي، راحت‌تر تحقق پيدا مي‌كند.
دكتر عليرضا شريفي يزدي، جامعه‌شناس و عضو پژوهشكده خانواده در اين خصوص مي‌گويد: كودك در كنار پدر و مادر، نقش‌هايي را مي‌پذيرد كه بر اين اساس همزيستي مسالمت‌آميز در يك جمع و رفتار تعامل با ديگران را آموزش مي‌بيند و در مقابل والدين هم، با رشد فرزندشان به مراحل جديدي از تكامل دست پيدا كرده و آگاه مي‌شوند كه با نسل بعد از خود، چگونه رفتار كنند. وي ادامه مي‌دهد: براي رشد بهتر كودك، هر كدام از والدين جايگاه ويژ‌ه‌اي دارند، اما از ديدگاه روانشناسي، وجود پدر از منظر‌هاي مختلفي براي فرزند، مهم تلقي مي‌شود. فرزندان در كانون خانواده مهر ورزيدن را ياد مي‌گيرند و اينجاست كه انتقال احساسات مثبت و عواطف پدرانه به عنوان يكي از مهم‌ترين ابعاد وجودي پدر خانواده و نقش او مطرح مي‌شود.
از طرف ديگر در جوامعي كه تأمين هزينه‌هاي درآمدي بر عهده پدر خانواده است آسايش مادي و تعادل زندگي آينده فرزندان در گرو وجود پدر معنا پيدا مي‌كند.
نقش خانواده
بايد توجه داشت، كودكان به الگوسازي‌هاي مردانه‌اي احتياج دارند كه در كانون خانواده و از طريق پدر، به آنها دست پيدا مي‌كنند. به عنوان نمونه، پسران همواره سعي مي‌كنند از رفتارهاي پدر، الگوبرداري كنند و اگر پدري مهربان و يا مستبد داشته باشند، در زندگي آينده و بعد از ازدواجشان رفتاري مانند پدر را پيشه مي‌كنند. همچنين دختران در معيارهاي انتخاب همسر به دنبال مردي مي‌گردند كه شباهت زيادي به رفتارهاي مثبت پدرشان داشته باشد.
حال اگر كودكي به دلايل مختلف مثل مرگ و يا طلاق، با فقدان پدر روبه‌رو شود، ممكن است از لحاظ عاطفي دچار نقصان شده و از دريافت مزايا، از يكي از منابع اقتصادي و عاطفي با محدوديت روبه‌رو شود و الگوسازي‌هاي مردانه‌اش نيز به درستي شكل نمي‌گيرد.
دكتر عزت‌اللـه كردميرزا روانشناس و مدرس دانشگاه علامه طباطبايي نيز در ارتباط با خانواده و نقش اساسي آن مي‌گويد: در هر خانواده، براي رشد صحيح فرزندان، منظومه خانواده و جو رواني حاكم بر آن، از اركان مهم به‌شمار مي‌روند. در حقيقت زماني كه سخن از منظومه خانوادگي به ميان مي‌آيد، منظور جايگاه فرزند در خانواده و ترتيب به دنيا آمدن او نسبت به ديگر فرزندان است و جو رواني حاكم بر خانواده نيز براساس اعضاي خانواده، به لحاظ هيجاني و حضور پدر يا نبودن او در محيط خانواده، سنجيده مي‌شود. وي معتقد است: براي دستيابي به شاخص‌هاي رفتار اجتماعي مناسب، حضور پدر ضرورتي جدي دارد.
به اين معنا كه با قرار گرفتن در سايه حمايت پدرانه، فرزندان ياد مي‌گيرند كه چطور مطابق فرهنگ جامعه‌شان خصوصاً در زمينه هويت جنسيتي در جامعه عمل كنند. حال اگر پدر در جو خانواده وجود نداشته باشد، نه تنها مديريت هيجان و به تبع آن مديريت رابطه اجتماعي، بلكه هويت‌يابي فرد نيز به خطر مي‌افتد.
حساس‌ترين مرحله
اساساً بخش عمده‌اي از زندگي هر فرد و مراحل رشدش، در ساختار ذهني او شكل مي‌گيرد. بنابراين هر عامل ذهني و محيطي مي‌تواند، رشد كودك را تحت‌تأثير قرار دهد. دكتر عزت‌اللـه كردميرزا در مورد ساختار ذهني كودك معتقد است: بخش مهمي از آرزوهاي كودك كه در ذهن او شكل مي‌گيرد ناشي از حضور داشتن يا حضور نداشتن پدر در خانواده و نقشي كه ايفا مي‌كند، است. هر كودكي براي آينده‌اش يك هدف تخيلي دارد و يكي از مهم‌ترين عوامل شكل‌گيري هدف تخيلي كودك كه آينده او را شكل مي‌دهد، پدر است. خلاقيت‌هاي فردي كودك، در موقعيت‌هاي مختلف تا حد زيادي تابع تأثيري است كه پدر بر وي مي‌گذارد. به عبارت خلاصه‌تر، پدر شيوه زندگي هر فرد در آينده را به‌طور جدي تحت‌تأثير قرار مي‌دهد. همچنين وي ادامه مي‌دهد: موضوعي كه نبايد از خاطر برد آن است كه بعضي مسائل هيچ‌گاه جايگزيني نخواهند داشت. اگر فرزند در سنيني قرار داشته باشد كه فقدان پدر را درك كند. هيچ‌گاه كسي نمي‌تواند اين خلأ را جبران كند و البته هيچ‌كس هم نبايد سعي بر اين داشته باشد كه نقش پدر را ايفا كند بلكه اطرافيان نزديك مي‌توانند زمينه شكل‌گيري يك رابطه هيجاني و عاطفي را ايجاد كنند و از داشتن حس ترحم نسبت به كودك يا انجام دادن كارها و مسئوليت‌هاي محوله او خودداري كنند و بر اين باور نباشند كه حال كه پدر در كنار كودك نيست، نبايد آب در دلش تكان بخورد. چرا كه چنين اعمالي كاملاً اشتباه است و جلوي رشد و شكوفايي او را در آينده خواهد گرفت. دكتر شريفي يزدي معتقد است: در خانواده‌هاي تك‌سرپرست وظيفه مهم مادر آن است كه به فرزند در كودكي توضيح دهد كه پدرت فوت كرده و يا بنابر دلايلي جدا از هم، زندگي مي‌كنيم اما همچنان پدر توست و بهتر است شرايط را طوري هماهنگ كند كه فرزند بتواند در هفته يك يا دو مرتبه با پدرش ارتباط داشته يا به منزل او برود تا به اين ترتيب وجود پدر را درك كرده و بتواند الگوبرداري درستي انجام دهد. در واقع والدين، با وجود جداشدن از يكديگر بايد كودك يا نوجوان را توجيه كنند كه به دلايلي نتوانسته‌اند ادامه زندگي بدهند و او حاصل زندگي مشترك آنهاست و هر يك از آنها سعي در خوشبخت كردن او دارند.
مديريتي كارآمد
همانطور كه گفته شد در مواقعي كه كودك يا نوجوان از نعمت پدر محروم است، مادر و اطرافيان او مي‌توانند تا حد زيادي اين محروميت‌ها را پوشش دهند.
دكتر عليرضا شريفي يزدي در تكميل شيوه‌هاي برخورد مناسب با كودك يا نوجوان محروم شد از پدر مي‌گويد: اگر كودك يا نوجوان به دليل متاركه پدر و مادر، از وجود پدر محروم شده باشد براي اينكه طلاق تأثيرات منفي بيشتري بر زندگي وي نگذارد و آينده خوبي را تجربه كند بهتر است والدين، در نشست‌هايي كه با فرزندشان دارند از نقاط ضعف يكديگر، در مقابل فرزند سخن نگويند و از او به عنوان ابزار كنجكاوي يكديگر استفاده نكنند و بدون اطلاع ديگري و فقط به خاطربه واهم انداختن طرف مقابل، فرزند را به منزل خود نبرند زيرا انجام چنين رفتارهاي غلطي، اثرات غيرقابل جبراني را بر شخصيت كودك وارد مي‌سازد. اين جامعه‌شناس ادامه مي‌دهد: در بعضي خانواده‌ها كه با فقدان پدر روبه‌رو هستند اقوام و اطرافيان سعي
‌می كنند، براي نوجوان نقش پدر را ايفا ‌كنند و به اين ترتيب او داراي شبه پدرهاي متفاوتي مي‌شود و مدام در ذهن خود اين جمله را مرور مي‌كند كه اگر پدرم بود، كسي جرأت نمي‌كرد براي من تكليف تعيين كند.
در اين مواقع بهتر است به جاي اينكه چند نفر از اقوام وارد عمل شوند و با اين كار نقشي تخريبي را بازي كنند، يكي از اقوام نزديك كه زمان و امكان ارتباط كافي در بلندمدت را با كودك يا نوجوان دارد، اين وظيفه را برعهده گيرد. براي مثال اگر كودك يا نوجوان به هر دليلي با خلأ وجودي پدر روبه‌رو است و دايي يا عمويش به عنوان الگويي مردانه و به منظور جلوگيري از ضربه‌هاي روحي و عاطفي بر او، ساعاتي از روز را در كنارش سپري مي‌كند در ابتدا بايد با كودك يا نوجوان رابطه دوستي عميقي برقرار كند و در مواردي كه احتياج به وجود پدر در كنار اوست، وارد عمل شود و بعد در قبال فرصت و محبتي كه در اختيار كودك قرار داده است، از او توقعاتي داشته باشد و به اين ترتيب مسئوليت‌دهي و مسئوليت‌خواهي را به او آموزش دهد و از محبت زياد كه كودك يا نوجوان را دچار اشباع عاطفي مي‌كند، بپرهيزد.
در دين مبين اسلام در خصوص فرزندان محروم از پدر سفارشاتي عنوان شده است. حجت‌الاسلام محمدعلي مطلبي فشاركي كارشناس مذهبي و مدير حوزه حجت‌ابن‌الحسن در اين‌باره مي‌گويد: وجود پدر از ديدگاه اسلام آنقدر مهم تلقي مي‌شود كه در روايتي آمده است زماني كه پدر، از دست مي‌رود، همه اطرافيان موظفند مراقب تربيت فرزند باشند و اين نكته جامع بودن نقش پدر را نشان مي‌دهد. همچنين در روايتي از حضرت محمد(ص) آمده است: هر فردي يتيمي را سرپرستي كند تا اينكه بي‌نياز گردد، خداوند متعال به سبب اين كار، بهشت را بر او واجب مي‌كند. همچنان كه آتش دوزخ را برخورنده مال يتيم واجب كرده است. علاوه بر اين اميرالمؤمنين، حضرت علي (ع) هم فرموده‌اند، هيچ مرد و زن مؤمني نيست كه دست محبت بر سر يتيمي بكشد مگر اينكه خداوند به اندازه هر تار مويي كه بر آن دست كشيده است اجر و ثواب اخروي و وعده بهشت را به او بدهد.

درک تنش های کودکانه ساده نیست

استرس در بزرگسالي مفهومي شناخته شده است. همه ما به محض شنيدن واژه «استرس»، آن را به طور انتزاعي درك كرده و قادريم در ذهنمان مرورش كنيم.
اما آيا كودكان هم دچار استرس
مي شوند؟ آيا آنها نيز نسبت به آنچه تجربه مي‌كنند درك درستي دارند و يا اينكه كودكان استرس را نمي‌شناسند و فقط تجربه رنج‌آور آن را تحمل مي‌كنند.
بنابراين در اين چرخه رواني، والدين نقش مؤثري دارند. والدين آگاه نسبت به تغييرات هيجاني و رفتاري فرزندانشان حساس هستند و از روي عملكردهاي ذهني، تحصيلي، رفتاري و شناختي آنها درمي‌يابند كه ممكن است در حال تجربه چه فرايند ذهني هستند.
بنابراين تجربه استرس كودكان با والدينشان بسيار متفاوت است و اين تفاوت اثرات خلقي و رفتاري متفاوتي در كودكان ايجاد مي‌كند.
به همين خاطر خيلي از والدين درك درستي از استرس فرزندانشان پيدا نكرده و گاه با رفتارهاي متناقضي كه با آنها دارند به استرس‌شان دامن هم مي‌زنند. از اين رو درك و شناخت اين پديده رواني در كودكان اهميت زيادي دارد.
عوامل استرس برانگيز در كودكان
كودكان نيز مانند بزرگسالان گاه از منابع بيروني استرس رنج مي برند و گاه از منابع دروني. شناخت منابع دروني استرس براي والدين كار آساني نيست.
كودكان فرايند ذهني پيچيده‌اي دارند بنابراين در اين زمينه روانشناسان كمك زيادي به والدين مي‌كنند.
برخلاف منابع دروني استرس، منابع بيروني آن مشهورتر بوده و والدين با سرعت بيشتري مي‌توانند منبع استرس را شناسايي و در نتيجه به كودك خود كمك كنند.
كودكان در هر مرحله از زندگي‌شان اضطراب‌هاي جداگانه‌اي را تجربه مي‌كنند آنها تا قبل از سنين پيش‌دبستاني و دبستان از استرس جدايي رنج مي‌برند. كودك بعد از 8-7 ماهگي به مفهوم پايداري شیء رسيده و حضور مادر خود را درك مي‌كند و همين كه مادر براي لحظاتي از جلوي چشمان او دور مي‌شود شروع به بي‌قراري مي‌كند. كودك چون هنوز به مرحله نگهداري ذهني نرسيده است بر اين تصور است كه وقتي مادر از جلوي چشمان او دور مي‌شود يعني ديگر نيست شده است و از اين رو گريه‌هاي او بيشتر مي‌شود. اضطراب جدايي از اين مرحله زندگي كودك ريشه گرفته و در مراحل بعدي زندگي‌اش به شيوه ديگري تداوم پيدا مي‌كند.
كودكان 5-4 ساله هم اين اضطراب را به دوش مي‌كشند و آنها تصور مي‌كنند كه والدينشان ممكن است روزي از خانه بيرون رفته و ديگر بازنگردند و اين استرس باعث مي‌شود تا آنها براي مدت طولاني در خانه تنها نمانده و دائماً تمايل به همراهي با والدينشان را دارند.
در سال‌هاي بعد از دبستان شكل استرس كودك تغيير كرده و استرس فشار اجتماعي و تحصيلي بيشتر از همه كودك را مورد آزار رواني قرار داده و باعث تغيير رفتار او مي‌شود.
به هرحال دل‌نگراني‌هاي كودكان در هر دوره از زندگي‌شان كم نيست آنها معمولاً پس از يك اتفاق ناخوشايند در زندگي‌شان وضعيت رواني نامناسبي پيدا مي‌كنند، بيمار شدن يكي از والدين، مرگ يكي از اعضاي خانواده، مشاجرات والدين با يكديگر و... نمونه‌هايي از موقعيت‌هايي است كه معمولاً كودكان را دچار رنج رواني مي‌كند. از طرف ديگر كودكان با شنيدن اخبار جنگ در جهان و تماشاي تصاوير كشته شدگان و يا زخمي‌هاي يك حادثه درباره امنيت خود و افرادي كه دوست‌شان دارند نگران شده و مضطرب مي‌شوند.
هريك از اين منابع استرس ممكن است اثرات استرسي موقت بر كودك داشته باشد اما استرس جبران‌ناپذيري كه تا سال‌هاي پاياني زندگي فرد را درگير مي‌كند استرس ناشي از طلاق والدين است. طلاق حتي اگر توافقي باشد اثرات نامطلوبي بر كليت زندگي فرد مي‌گذارد.
نشانه‌هاي استرس در كودكان
همان طور كه گفته شد تشخيص استرس در كودكان كار ساده‌اي نيست اما برخي علائم و نشانه‌ها وجود داردكه كمك زيادي به والدين مي‌كند.
برخي تغييرات رفتاري كوتاه مدت مثل نوسانات خلقي، فعاليت‌هاي بي‌هدف، تغيير در الگوي خواب، شب‌ادراري ، برخي علائم فيزيكي مثل دل‌درد و سردرد، مشكلات در تمركز در انجام تكاليف مدرسه و صرف ساعت‌هاي طولاني در انزوا و تنهايي، نشانگر اوضاع نامطلوب در وضعيت رواني كودك است.
وقتي كودكان به خاطر تغيير مقطع تحصيلي ، مدرسه يا محل زندگي دچار تنش و اضطراب مي‌شوند واكنش‌هاي متفاوتي نشان مي‌دهند مثل مكيدن انگشت، كندن موي سر يا كشيدن بيني خود البته آنها هرچه بزرگتر مي‌شوند واكنش‌هايشان به استرس هم متفاوت تر مي‌شود دروغ‌گويي، پرخاشگري، كابوس شبانه، مشكل در ترك مادر، واكنش شديد به يك مشكل كوچك و تغييرات شديد در عملكرد تحصيلي از مشخصه‌هاي استرس در كودكان سنين دبستاني است.
راهكارهاي كاهش استرس كودكان
به طور كلي دو طريق براي كاهش استرس كودكان وجود دارد.
در روش اول خود كودك راهكارهاي كاهش استرس را پيش مي‌گيرد. كودكاني كه توانمندي‌هاي فكري و اجتماعي زيادي دارند معمولاً استرس دروني خود را شناسايي كرده و سعي در حل آن مي‌كنند البته اين اتفاق بيشتر در سنين دوره دبستاني مي‌افتد.
برخي كودكان سعي مي‌كنند در مدرسه با ورزش‌كردن، انجام كارهاي هنري، فعاليت‌هاي اجتماعي و انجام فعاليت‌هاي اكتشافي استرس‌شان را كاهش دهند.
كودكان ساعت‌هاي زيادي مشغول بازي مي‌شوند و با اين شيوه استرس را از خود دور مي‌كنند.
در سطح فردي كودكان با ارتباط گرفتن با ديگران، گفت‌وگوي واضح، خودسازماندهي، ورزش، تغذيه و خواب به استرس‌شان غلبه مي‌كنند.
آنها با ارتباط‌هاي مثبت با خانواده، معلم‌ها و يا دوستانشان و نيز با بازي با پرندگان خانگي به استرس خود غالب مي‌شوند.
كودكاني كه به شيوه صحيحي با ديگران ارتباط مي‌گيرند و پايه‌هاي اعتقادي و مذهبي قوي‌اي دارند در اين زمينه موفق‌ترند.
اما كودكان ديگري هم هستند كه براي غلبه بر استرس نياز به حمايت‌هاي بيروني دارند.
پدر و مادر اولين خطوط حمايتي كمك براي غلبه بر استرس هستند. زيرا كودك هم از طريق مشاهده رفتارهاي والدين، راهكارها را مي‌آموزد و هم ازحمايت‌هاي عاطفي آنها بهره‌مند مي‌شود. زيرا در اين صورت كودك درك مي‌كند كه والدين ارزش زيادي براي او قائل هستند و علاوه بر اين اطلاعاتي كه به كودك داده مي‌شود او را در مقابله با استرس موفق‌تر مي‌كند. البته ميزان اطلاعات دريافتي كودك نبايد زياد شود زيرا بر استرس او مي‌افزايد.
والدين مي‌بايست درباره پديده‌ها و اخبار ناگوار جهان مثل جنگ براي كودكشان توضيح دهند و علت آن را بيان كنند ولي نبايد توضيحات اضافي به او بدهند چون باعث احساس ناامني بيشتر در كودك مي‌شود.

دندان قروچه آينه آشفتگي‌هاي ذهني كودك

تعبير كابوس‌هاي هراس‌انگيز كودكان، كار آساني نيست. روانكاوان گاه براي تعبير يك رؤيا ماه‌ها و يا حتي سال‌ها وقت صرف كرده تا ريشه اصلي اختلالات را پيدا كنند.
بنابراين اگر كودك به طور مكرر كابوس مي‌بيند، لازم است والدين بلافاصله پس از آن ابتدا كودك را آرام كرده و جزئيات كامل كابوس را از او بپرسند.
جزئياتي مثل درخشيدن دندان‌هاي يكي از افراد فاميل يا يك موجود فضايي و حيوان درنده معمولاً در كابوس‌هاي كودكان به چشم مي‌خورد.
شايد اين بخش از يك كابوس چندان براي والدين در تعبير رؤياي كودكشان با اهميت نباشد اما اگر كودك به طور مكرر اين وضعيت را در خواب ديد بيانگر يك نوع دل‌نگراني و تشويش ذهني در اوست و نيازمند بررسي‌هاي بيشتر روان‌شناسانه و روانكاوانه است.
كودكاني كه از پرخاشگري‌ها و رفتارهاي همراه با خشم پدر، مادر يا يكي از اعضاي خانواده و دوستان خود رنج مي‌برند معمولاً در رؤياي شبانه‌شان كابوس دندان‌هاي درخشنده، افتاده و فاسدشده دارند. دندان در فرهنگ روان‌شناسي پويايي، نماد خشم و عصبانيت است.
بنابراين در اين شرايط ممكن است دو حالت براي كودك اتفاق بيفتد؛ يكي اينكه كودك به طور كلي در خواب دندان قروچه مي‌كند و بعد كابوس شبانه مي‌بيند.
ديگر اينكه او بر اثر رؤياي هراس‌انگيزش دچار دندان قروچه مي‌شود. در حالت اول والدين مي‌بايست ابتدا كودك را نزديك دندانپزشك برده تا مشكل دندان قروچه وي را حل كند.
اگر كابوس او پايان پذيرفت بيانگر اين است كه عامل جسمي باعث رؤياهاي ترسناك كودك مي‌شده است در غير اين صورت كودك ممكن است در اثر كابوس شبانه دچار دندان قروچه
شود.
در اين شرايط كودكان معمولاً در رؤيايشان مي‌بينند كه يك حيوان در حال جويدن ماده غذايي است يا اينكه فرد غريبه‌اي با دندان‌هاي درخشنده در حال خنديدن است و يا اينكه دندان‌هاي خود او به كلي فاسد شده است.
اين نمادها در خواب كودك بيانگر آزردگي رواني او از پرخاشگري‌هاي ديگران است بنابراين اگر والدين علت اصلي اين كابوس‌ها را در كودك پيدا كردند، خود راهكارهاي مقابله با آن را نيز به كار مي‌بندند در غير اين صورت مي‌بايست به يك روان‌شناس كودك يا روانكاو مراجعه كنند.

سرگرمی آگاهانه کوچولو

كودك در سن3 تا 6 ماهگی اجتماعي‌تر شده و بيشتر اوقات لبخند مي‌زند و آماده خنديدن است. او از سرگرم شدن با وسايل بازي ابتدايي و ساده لذت مي‌برد و هنگامي كه مادر و پدر همبازي فرزند شيرخوارشان مي‌شوند، ارتباط نزديكي ميان آنها برقرار خواهد شد.
كودك در اين سن مي‌آموزد كه هر عملي را انجام دهد، بازتاب و عكس‌العمل آن در محيط اطراف اتفاق مي‌افتد. هر چه كودك توانايي كنترل ماهيچه‌هاي ارادي را بياموزد، كشف محيط پيرامون و به‌دست آوردن تجربيات نوين آسان‌تر خواهد بود.
سيستم بينايي نوزاد در اين ماه كامل‌تر شده و او مي‌تواند بر اشيا و تصاوير قابل رؤيتي كه در فاصله 1 متري او قرار دارند احاطه داشته باشد. قوه ادراك و آگاهي نوزاد در اين سن كامل شده و اجسامي كه در نزديكي وي قرار دارند يا از او فاصله دارند را درك مي‌كند. نوزاد به‌طور مرتب به پاها و دست‌هايش مي‌نگرد.
لثه‌هاي نوزاد در اين سن بايد با مسواك مخصوص شيرخواران قبل و بعد از غذاخوردن و هنگام خواب تميز شود.
اكثر نوزادان تجربه رويش نخستين دندان را در 6 تا 7 ماهگي به‌دست مي‌آورند اما برخي كودكان ممكن است در اين ماه از احساس درد و تورم در لثه‌ها، ابراز ناراحتي كنند. ماساژ دادن لثه‌ها احساس درد لثه‌ها را به ميزان قابل‌توجهي كاهش مي‌دهد، همچنين جويدن يا گاز زدن، اجسام سرد مانند قاشق يا دندان‌گيرهاي سرد به او كمك مي‌كند.
كودك در سن 3 تا 6 ماهگي چرخيدن و بازي كردن با انگشتان دست را به‌خوبي مي‌آموزد و با استفاده از تكيه‌گاه مي‌تواند به‌راحتي بنشيند.
او مهارت پرتاب و گرفتن اشياي سبك را ياد گرفته و با استفاده از انگشتانش اجسام را برمي‌دارد.
تقليد از حركات صورت پدر و مادر سرگرمي مورد علاقه تازه‌وارد است و او توانايي توليد آوا و هجاهاي مختلف را هنگام بازي به‌دست آورده و گاهي اوقات هنگام كشف يافته‌هاي جديد جيغ‌هاي ممتد مي‌كشد.
نوزاد در اين سن تلاش بيشتري خواهد كرد كه والدينش را متوجه خود كند و در برابر رفتارهاي غريبه‌ها، واكنش‌ها و آواهاي متفاوتي را توليد مي‌كند.
اكثر كودكان در اين سن وقتي تصويرشان را در آينه مشاهده مي‌كنند، لبخند زده و واكنش نشان مي‌دهند.
خواندن كتاب براي كودك به رشد ذهني او در اين سن كمك مي‌كند.

دندان های تازه شیرخواران دیگر بی قراری نمی آورد

نوزاد از پنجمين ماه تولدش رويش دندان‌ها را تجربه مي‌كند.
در اين زمان ابتدا دندان‌هاي پائین و پيشين نوزاد شروع به رشد كرده، سپس دندان‌هاي پيشين بالا و به همين ترتيب دندان‌هاي كنار پيشين، دندان‌هاي آسياب و در نهايت دندان‌هاي نيش تشكيل مي‌شوند و بالاخره نوزاد در پايان
30 ماهگي، صاحب 20 دندان خواهد شد.
رشد دندان‌ها، صرفاً موجب بيماري نوزاد نمي‌شود بلكه علايم رويش دندان‌هاي او، از سه ماهگي با ريختن آب دهان، شل شدن مختصر مدفوع و بروز تك سرفه‌ها به دليل آبريزش دهان آغاز مي‌شود و به مرور در پنج ماهگي لثه‌ها با خارش و التهاب همراه شده و نوزاد براي رفع اين علائم آزاردهنده، دست‌هايش را به لثه‌ها كشيده و يا اجسامي را وارد دهانش مي‌كند كه آلوده بودن اين اجسام، انتقال ويروس به بدن نوزاد و همچنين بروز اسهال، تب و يا سرماخوردگي را به همراه دارد.
معمولاً رشد دندان‌هاي شيري، آبسه، عفونت و يا ناراحتي خاصي را نيز براي نوزاد ايجاد نمي‌كند اما كم اشتهايي، تغيير ذائقه و يا كاهش وزن‌گيري از خصوصيات طبيعي اين دوره محسوب مي‌شود.
رويش دندان‌ها
رويش دندان‌هاي نوزاد، در فاصله زماني دو ساله و با خصوصيات ويژه و خاصي همراه است.
نوزاد در اين دوران، آزردگي خاطر، آشفتگي و بي‌قراري‌هايي را تجربه مي‌كند كه در نهايت منجر به رشد دندان‌هاي شيري او خواهد شد.
دكتر صديقه ابراهيمي متخصـص اطـــفـــال
و فلوشيپ اعصاب و روان كودكان در مورد اين دوران مي‌گويد: به طور عمده رشد دندان‌ها، از پنج ماهگي آغاز مي‌شود و شيرخواران چهار روز قبل و بعد از رويش دندان‌ها با عوارضي مثل ريختن آب دهان، تب، بي‌قراري و احساس درد در ناحيه گوش همراه هستند.
دكتــر ابــوالحسن مصاحب متخصص بهداشت و تغذيه كودكان نيز در خصوص دوره رويش دندان‌هاي شيرخواران ادامه مي‌دهد: به طور معمول انتظار مي‌رود حداقل دو عدد از دندان‌هاي نوزاد تا سنين يك سالگي رشد كند اما ممكن است رشد دندان‌هاي بعضي از نوزادان به دليل مسائل ژنتيكي، كمبود ويتامين دي، كلسيم و يا مستعد بودنشان به عارضه نرمي استخوان با تأخير همراه باشد كه در اين صورت بايستي توسط پزشك درمان شود. وي مي‌افزايد: گاهي اوقات تأخير رشد دندان‌هاي نوزاد با علائمي مثل: برجستگي پيشاني، گشادي ملاج، پهن شدن مچ دست، برجسته شدن دنده‌ها و ايجاد شيارهايي در ميان دنده‌ها، بروز مي‌كند كه با معاينه باليني پزشك قابل تفهيم و درمان است و در مواردي هم كه نوزاد از اين علائم باليني برخوردار نباشد انجام آزمايشات خاص و عكسبرداري از مچ دست راه تشخيص علت تأخير رشد دندان‌هايش است.
تسکین درد رويش دندان شيری
براي درمان بي‌قراري و كاهش دردهاي آزاردهنده دوران شيرخوارگي، از ژل‌هايي استفاده مي‌شود كه خاصيت
بي‌حس كنندگي دارند اما دكتر صديقه ابراهيمي معتقد است در بعضي مواقع مصرف اين ژل‌ها جلوي رشد دندان‌ها را خواهند گرفت. وي اضافه مي‌كند: در طب سنتي ايراني، طب هندي، طب چيني و تا حدودي هم طب يوناني، از گياه بابونه به عنوان مسكن، ضد اضطراب، آرامش بخش و ضدعفوني كننده ياد شده است و يكي از داروهاي گياهي ضدالتهابي محسوب مي‌شود كه كاربردهاي متفاوتي داشته و به ندرت عوارضي را به همراه دارد.
بهتر است يك قاشق غذاخوري از گل بابونه را در آب جوش براي 10 دقيقه قرار داده و سپس پنبه را به آن آغشته كرده و روي لثه نوزاد به صورت موضعي ضماد کرده و ماساژ داد. پس از چهار روز كاهش مشكلات و التهاب لثه مشهود است.
دكتر ابوالحسن مصاحب نيز معتقد است بابونه خاصيت تسكيني غيرمستقيم دارد و گياهي ضداسپاسم بوده كه در رفع دل دردها، نفخ و گاز معده مؤثر است.
همچنين درخصوص نوزادان هم قابليت استفاده داشته و مصرف يك تا سه قاشق چايخوري از آن در طول شبانه‌روز و يا استفاده موضعي آن روي لثه‌هاي نوزادان، براي كاهش دردهاي دوره رويش دندان‌ها كمك‌كننده است.
عوارض احتمالي اين گياه
تمامي داروها اعم از گياهي و شيميايي ممكن است عوارض يا موارد آلرژيك را بر جاي بگذارند.
دكتر صديقه ابراهيمي، درخصوص عوارض يا موارد آلرژي‌زايي گياه بابونه تأكيد مي‌كند: به مادراني كه از دم كرده گياه بابونه، براي رفع بي‌قراري شيرخواران استفاده مي‌كنند توصيه مي‌شود: ابتدا مقداري از دم كرده بابونه را روي پوست ساعد دست شيرخوار آزمايش كنند و اگر 12 تا 24 ساعت بعد از استفاده، علائم آلرژيك پوستي مثل قرمزي يا خارش ايجاد نشده بود از اين دم كرده به صورت ماساژ موضعي استفاده كنند.
دكتر ابوالحسن مصاحب هم در اين زمينه می گوید: «در مورد دم كرده بابونه، عوارض نادري ديده شده است اما در صورتي كه مصرف اين دم كرده، راش يا دانه‌هاي ريز و قرمز رنگ، كهير و يا عوارض گوارشي مثل اسهال و استفراغ را براي نوزاد ايجاد كند، نبايد استفاده شود.»

خبر خوش در هفته سیزدهم بارداری

سه ماهه اول بارداري بحراني‌ترين دوران براي زن باردار و خانواده او است. در طول هفته‌هاي نخست و حتي اواخر سه ماهه اول زن به‌دليل شرايط و تغييرات هورموني دچار تحولات جسمي، خلقي و عاطفي زيادي مي‌شود و نيازمند حمايت از سوي خانواده و بويژه همسرش است.
بنابراين گذر از اين دوران ممكن است نه تنها براي زن باردار بلكه براي شوهر او نيز خسته‌كننده و شكايت‌آور باشد.
اما آنچه در اين دوران مهم است حمايت‌هاي رواني است كه همسر از زن باردارش و خانواده‌ها از هر دو آنها به عمل مي‌آورند. با به پايان رسيدن سه ماهه اول بارداري تقريباً بخش اعظمي از به‌هم ريختگي‌هاي عاطفي و رواني زن و شوهر كاهش پيدا مي‌كند زيرا اكثر حالات زن باردار تقريباً از هفته‌هاي دهم بارداري روبه بهبودي گذاشته و روند عادي زندگي بيشتر حس مي‌شود.
اما نكاتي همواره وجود دارند كه در هفته‌هاي دهم، يازدهم و دوازدهم بايد مدنظر قرار داده شوند، در هفته دهم بارداري جنين قطري حدود سه سانتي‌متر دارد، زانوها، پاشنه پا و آرنج او شكل گرفته و حفره دهاني او مشخص است دندان‌ها در لثه او در حال شكل‌گيري است، لوله گوارش و كليه‌ها هم شكل گرفته است. اين انسان كوچك حالا بيشتر از گذشته به شكل طبيعي كودك نزديك شده است. بنابراين با رشد جسمي او نياز به بررسي‌هاي دقيق پزشكي بيشتر احساس مي‌شود. بنابراين اگر زوجين تا اين هفته پزشك متخصص زنان و زايمان مناسب خود را پيدا نكرده‌اند بايد با عجله بيشتري اين كار را انجام دهند زيرا در اين زمان نخستين ضربان‌هاي قلب جنين از سوي پزشك بايد مورد بررسي قرار گيرد. از طرف ديگر برخي آزمايش‌هاي ضروري نيز بايد انجام شود خصوصاً در مواردي كه پزشك صلاح مي‌بيند تا آزمايش‌هاي دقيق‌تر ژنتيك و رد آنومالي در هفته دوازدهم بارداري انجام شود، زوجين مي‌بايست با همكاري پزشك اقدامات لازم را انجام دهند. پس از اين هفته لازم است حداقل در ماه، يكبار پزشك زنان و زايمان وضعيت جنين را مورد بررسي قرار داده و زن باردار را تحت‌نظر داشته باشد.
از اين‌رو همكاري شوهر با زن باردار در تعيين پزشك به او كمك مي‌كند تا حمايت رواني كافي از سوي همسرش براي به‌دنيا آوردن فرزندي سالم را دريافت كند.
البته از اين هفته فعاليت‌هاي ورزشي و تحرك مناسب زن باردار توصيه مي‌شود. از اين‌رو شوهر بهتر است همسرش را تشويق به تحرك بيشتر كرده تا او به لحاظ رواني بتواند بر خستگي‌هايش فارغ آيد اما بايد توجه داشت زن باردار هنوز احساس خستگي ناشي از تغييرات هورموني مي‌كند كه فراهم كردن زمينه‌هاي استراحت بيشتر برايش مفيد است.از اين‌رو بهتر است در انجام كارهاي مربوط به خانه همكاري بيشتري شود. كمك در انجام كارهاي روتين خانه زن باردار را اميدوارتر كرده و خلقيات شادتري را برايش به همراه مي‌آورد.
از هفته دوازدهم بارداري زن به تدريج براي انجام فعاليت‌هاي خانه و زندگي آماده‌تر شده و فعاليت‌هايش نيز بيشتر مي‌شود. در اين هفته ممكن است نياز به برقراري روابط عاطفي محكم‌تر در زن باردار بيشتر احساس شود. بنابراين همه اينها علامت‌هاي خوبي براي بهبود وضعيت عاطفي و رواني همسر است كه در صورت حمايت‌هاي شوهر، احساس رضايت بيشتري در ادامه فعاليت‌هايش خواهد داشت.
پايان سه ماهه اول بارداري با خبري خوش به پايان مي‌رسد و آن هم اين است كه زن به لحاظ وضعيت جسمي و خلقي اوضاع بهتري دارد و توجه‌اش نسبت به جنين بيشتر مي‌شود. او ساعت‌هاي متمادي درباره بارداري و جنينش با ديگران صحبت كرده و ممكن است اين احساس را در شوهرش تقويت كند كه توجه همسر نسبت به او كمتر شده است.
اما جاي نگراني نيست زيرا زن باردار پس از گذشت
مدت زماني كم دوباره به رويكردهاي پيشين زندگي‌اش باز مي‌گردد و البته همكاري‌هاي شوهر در اين زمينه نيز كار را آسانتر مي‌كند زيرا زن تجربه بچه‌دار شدن را با همسرش مشترك مي‌داند و بيشتر از قبل به خودشان نيز فكر مي‌كند خصوصاً اينكه با ورود به هفته سيزدهم بارداري احساس خستگي مفرط زن كاملاً كاهش پيدا كرده و او نشاط بيشتري در خود حس مي‌‌كند.در پايان هفته سيزدهم بارداري استخوان‌هاي كوچك دست و پاي جنين شكل مي‌گيرد و روده از طريق ناف شروع به فعاليت مي‌كند.
تارهاي صوتي نيز در حال تكامل هستند و جنين مي‌تواند دست و پاهايش را به‌طور نامنظمي تكان دهد. او در اين هفته حتي ممكن است انگشتش را وارد دهان كرده و با اين روش حتي بعد از تولد هم به خود تسكين بدهد.

تكنيكي نوين براي اصلاح مشكلات رفتاري دانش‌آموزان

كنترل رفتار يكي از روش‌هاي مؤثر موفقيت دانش‌آموزان در كلاس درس و يادگيري آنها است. معلم‌ها همواره شيوه‌هاي متفاوتي براي هدايت دانش‌آموزان به‌كار مي‌گيرند و همه آنها خوب مي‌دانند كه براي موفقيت دانش‌آموزان مي‌بايست محيط آموزشي كاملاً آرام و همراه با برنامه صحيح رفتاري و آموزشي باشد.
بنابراين يكي از راهبردهاي رفتاري مؤثر در موفقيت دانش‌آموزان اين است كه معلم ها در درجه اول انتظارات خود براي يادگيري دانش‌آموزان و رفتار آنها در كلاس درس را عنوان كنند. بهتر است معلم‌ها ابتداي سال تحصيلي اين انتظارات را بيان كرده و پايان انتظارات خود را تا پايان سال تحصيلي بيان كنند.
بيان انتظارات معلم در ابتداي كلاس آموزشي چندمزيت دارد؛ در درجه اول دانش‌آموزاني كه انتظارات معلم را درك مي‌كنند در فعاليت‌هاي آموزشي، يادگيري و فيزيكي موفق‌تر هستند زيرا دانش‌آموز مي‌داند كه معلم دقيقاً از او چه مي‌خواهد و در نتيجه او احساس امنيت بيشتري كرده و از فعاليت‌هايش لذت مي‌برد اتفاقات ناگوار آموزشي بيشتر براي دانش‌آموزاني اتفاق مي‌افتد كه از خودشان مطمئن نيستند و نمي‌دانند چه انتظاراتي از آنها مي‌رود.
برخي معلم‌ها يك برنامه روزانه براي كلاس خود تعريف كرده و انتظاراتشان از دانش‌آموز در آن روز را روي تابلو يا يك كاغذ جداگانه مي‌نويسند و به ديوار كلاس مي‌چسبانند و در پايان عملكرد دانش‌آموزان و سيستم رفتاري كلاس را مورد ارزيابي قرار مي‌دهند. در اين روش بيان انتظارات دانش‌آموزان بايد قدرت درك اين موضوع را داشته باشند كه چرا در روزي مشخص انتظارات كلاس برآورده نشده و او خط قرمزهاي كلاس را خوب بشناسد.
در كشورهاي پيشرفته برخي از معلم‌ها در ادامه فرآيند پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان يك نامه براي والدين تك‌تك دانش‌آموزان نوشته و از ابتداي سال تحصيلي انتظارات خود را از آنها و دانش‌آموز بيان مي‌كند. با اين روش معلم در ارتباط غيرمستقيم با والدين دانش‌آموز بطور هفتگي قرار گرفته و رفتارهاي پرخاشگرانه شديد، بي‌احترامي‌هاي شديد دانش‌آموز به معلم و ساير همكلاسي‌هايش به اطلاع خانواده رسيده و به اصلاح رفتاري او در كلاس درس كمك مي‌كند. تجربه اين قبيل معلم‌ها نشان داده است كودكاني كه با اين شيوه به اصلاح رفتاري خود مي‌پردازند علاوه بر موفقيت در عملكرد تحصيلي‌شان در امر توجه به موازين اخلاقي نيز پايبندتر هستند.

پل های ارتباط والدین به دنیای نوزاد

 تجربياتي كه كودك از بدو تولد كسب ميكند بسيار شگفتانگيز بوده و با دنياي بزرگسالي متفاوت است. در شش هفته اول زندگي كودك و مادر رابطه عاطفي عميقي با يكديگر پيدا كرده و ارتباط مؤثر ميان آنها برقرار ميشود.
بينايي كودك در شش هفته اول تكامل نيافته و موضوعاتي قابل ديدن هستند كه در محدوده 20 تا 30 سانتيمتري چشمان كودك قرار گرفته باشند. براي نمونه كودك تنها قادر به ديدن چهره فردي است كه او را بغل كرده و زماني كه افراد به او نزديك ميشوند، چهره آنها را ميبيند. بزودي والدين متوجه خواهند شد كه كودك، حركاتشان را با چشمان خود دنبال ميكند. نوزاد در اين سن از ديدن نورهاي رنگي و اسباببازيها يا تصاوير متشكل از رنگ هاي سفيد يا سياه لذت برده و نمايش تصاوير شطرنجي باعث افزايش و رشد هوش شناختي او خواهد شد.
نوزاد تا شش هفتگي تنها قادر به شنيدن اصواتي خواهد بود كه در فاصله كمي از آن توليد ميشوند. شيرخوار هنگام تولد، صداي مادرش را از ساير آواها به خوبي تشخيص ميدهد و مشاهده تغييراتي كه در چهره او هنگام شنيدن صداهاي مختلف ايجاد ميشود، هيجانانگيز است. با در آغوش گرفتن، محبت كردن و استفاده از تكنيكهاي ماساژ نوزاد به كودك گفته ميشود كه والدين او را دوست داشته و در محيطي امن رشد خواهد كرد. هر چه بيشتر كودك در اين سن مورد محبت والدين قرار گرفته و از تماسهاي عاطفي و حسي آنها بهرهمند شود، مهارتهاي شناختي او بهتر شكل خواهد گرفت و كودك احساس امنيت بيشتري ميكند.
در اين سن، كودك به آرامي مهارت كنترل و استفاده از ماهيچهها را ميآموزد. در شش هفته اول زندگي، كودك به حمايت والدين براي حركت نياز دارد. بايد مراقب بود سر كودك زياد تكان نخورد. زماني كه نوزاد دست يا پاي خود را حركت ميدهد، ممكن است، نشاندهنده هيجان او از اتفاقات محيطي باشد.
هنگامي كه كودك از خواب بلند ميشود، بهتر است به او فرصت داده شود تا سرش را به اطراف چرخانده و به كشف دنياي پيرامون خود بپردازد.
گريه كردن نخستين مهارتي است كه پل ارتباطي ميان كودك و دنياي اطراف او محسوب ميشود. نوزاد بوسيله گريه كردن نيازهاي خود را به اطرافيان بازگو ميكند. از طرف ديگر توليد اصوات مختلف و برقراري نگاه چشمي از راههايي است كه نوزاد براي برقراري ارتباط با اطرافيان به كار ميگيرد.
در چند هفته نخست پس از تولد، نوزاد زمان زيادي را در خواب سپري ميكند. از اينرو بهتر است مادر در آن ساعات به استراحت پرداخته و زماني كه كودك بيدار است با او سرگرم شود. خواندن لالايي و يا اشعار كودكانه، صحبت كردن با نوزاد، محبت كردن و در آغوش گرفتن شيرخوار، برقراري ارتباط چشمي و پاسخ مؤثر و زودهنگام به نيازهاي اول باعث ميشود كودك به والدين خود اعتماد كرده و رشد مهارتهاي كلامي و ذهني در او به سرعت شكل گيرد.

تأثیرات روانی اسباب بازی‌های بی روح

 بازي فعاليتي طبيعي براي كودكان است كه به آنها فرصت مي‌دهد تا ياد بگيرند و به لحاظ فكري، جسمي و اجتماعي رشد كنند. خصوصاً اگر آنها وسايلي را به عنوان ابزار فعاليت‌هاي خود برگزيده و مشغول بازي شوند.
اما نكته اساسي كه تمام مردم جهان نگاهي يكسان به آن دارند اين است كه چه اسباب‌بازيي براي كودك ايمن‌تر است و چه چهارچوب‌هايي براي بازي با اسباب‌بازي‌ها در هر دوره سني وجود دارد.
مسلماً نوع اسباب‌بازي كودكان زير سه سال كه معمولاً دنيا را از طريق به دهان بردن اشيا كشف مي‌كنند با وسايل بازي كودكان زير 6 سال فرق دارد. در اين زمينه نكاتي وجود دارد كه والدين به عنوان حاميان اصلي كودك مدنظر قرار داده و هنگام تهيه يك اسباب‌بازي براي كودكشان به آن توجه كنند.
- ايمن بودن وسيله بازي براي سن كودك
- آن وسيله به‌خوبي ساخته شده باشد و بادوام باشد
- مورد خواست و ميل كودك باشد
- براي ظرفيت‌هاي جسمي كودك مناسب باشد
- براي رشد ذهني و اجتماعي كودك مناسب باشد.
از اين‌رو شايد انتخاب اسباب‌بازي مناسب براي كودك كمي سخت به نظر رسد ولي به‌طور كلي اگر به دسته‌بندي سني براي استفاده از وسايل بازي دقت شود آگاهي والدين و ساير آشنايان كودك براي تهيه اسباب‌بازي مناسب نيز بالاتر مي‌رود. به طور كلي هم به لحاظ روانشناسي و هم به لحاظ رعایت قوانين ایمنی نوزادان کمتر از 6 ماه، نوزادان 7 تا 12 ماهه، نوپاهاي يكساله، نوپاهاي 2 ساله و كودكان پيش‌دبستاني 3، 4 و 5 ساله هر یک نیازمند
ایمنی های خاص سن خود در استفاده از اسباب
بازی ها هستند.
از اين‌رو مدافعان كودك ضوابط ايمني را براي ساخت هر وسيله بازي در نظر مي‌گيرند.
اينكه اسباب‌بازي‌ها تا قبل از سن
5 سالگي نبايد شوك‌دهنده و الكترونيكي باشند، کمترین میزان رنگ‌آميزي با رنگ‌هاي مصنوعي را داشته باشند، مواد اوليه آن نبايد سمي باشد، مواد رنگ‌آميزي و هنري مورد استفاده كودكان نبايد پرخطر باشد، توپ‌ها و اسباب‌بازي‌هاي پلاستيكي بايد برچسب هشداردهنده خطر داشته باشند.
با اين ضوابط برشمرده والدين بهتر است در انتخاب وسايل بازي نهايت دقت را داشته باشند تا از احتمال خطر خفگي در كودك بكاهند:
- والدين مي‌بايست برچسب‌هاي ايمني هر اسباب‌بازي را مطالعه كرده و سن مناسب آن وسيله بازي را در نظر بگيرند.
- وسايل بازي كه قطعات كوچك دارند براي كودك خريداري نكنند
- توپ‌هاي غيرتيوپي و قطعات توپ‌مانند شكستني را از وسيله بازي كنار بگذارند
- اشياي گرد و بيضوي شكل براي كودك خريداري نكنند.
با اين شرايط و با در نظر گرفتن كليه موارد ايمني مي‌توانيم مطمئن باشيم كه كودك سير طبيعي رشدش را پيش‌گرفته و وسايل بازي مناسب سن او خطري برايش ندارد. اما روانشناسان تنها به بعد رشد جسمي كودك هنگام بازي با اسباب‌بازي‌ها تأكيد نكرده و رشد فكري و اجتماعي آن را نيز مهم مي‌دانند.
بنابراين تحقيقات آنها پيرامون وسايل بازي كودكان در هر دوره 5گانه جالب و قابل‌تأمل است.

کمبود ویتامین دی در نوزادان بی قرار

 كمبود ويتامين دي در نوزادان، احتمال ابتلا به مشكلات تنفسي و به دنبال آن خس‌خس كردن، تنگي‌نفس و گريه نوزاد را افزايش مي‌دهد.
جديدترين تحقيقات نشان مي‌دهد، ميان كمبود ويتامين دي، گريه نوزادان و افزايش احتمال ابتلا به عفونت‌هاي تنفسي رابطه مستقيم وجود دارد.
مطابق با پژوهش‌هاي انجام گرفته، اندازه‌گيري سطح ويتامين دي‌سرمي (25-hydroxyvitamin D) در نوزادان سه ماهه شاخص مناسبي براي تشخيص و پيشگيري از احتمال ابتلا به عفونت‌هاي تنفسي است. اين تحقيق نشان داد، نوزاداني كه ميزان ويتامين دي خون‌شان كمتر از 25 نانومول در هر ليتر است، 2 برابر بيشتر از شيرخواراني كه ميزان ويتامين دي در خون‌شان 75 نانومول در ليتر يا بيشتر گزارش شده است، در معرض خطر ابتلا به بيماري‌هاي تنفسي قرار دارند.
اين آزمايش با اندازه‌گيري ميزان ويتامين دي در نمونه‌هاي خوني هزار نوزاد انجام گرفت و محققان به اين نتيجه دست يافتند که درصد زيادي از نوزاداني كه در خواب از تنگي‌نفس يا خس‌خس رنج مي‌برند با كمبود ويتامين دي مواجه هستند.
به عقيده پژوهشگران، ميزان ويتامين دي كه مادر در دوران بارداري ذخيره مي‌كند، بر سطح ويتامين دي خون نوزاد رابطه مستقيم داشته، هر چه ميزان ويتامين دي در خون مادر كمتر باشد، احتمال ابتلا به آسم و بيماري‌هاي تنفسي در نوزاد افزايش پيدا مي‌كند.
در اين تحقيق فاكتورهاي محيطي ديگري از قبيل وزن، جنسيت، تغذيه مادر در دوران بارداري مورد بررسي قرار گرفت و از ميان اين عوامل، فقر ويتامين دي، مهم‌ترين ريسك فاكتور ابتلا به بيماري‌هاي تنفسي در ميان نوزادان شناخته شد.
به عقيده پژوهشگران، خطر ابتلا به مشكلات تنفسي نوزادان مبتلا به فقر ويتامين دي از سه ماهگي تا پنج سالگي اين گروه از شيرخواران را تهديد مي‌كند. اين در حالي است كه مصرف مكمل‌هاي ويتامين دي با تجويز پزشك يا قرار گرفتن در معرض نور خورشيد در ساعاتي از روز درصدي از كمبود ويتامين دي در نوزادان را جبران كرده و خطر احتمال ابتلا به عفونت‌هاي ريوي و مشكلات تنفسي نوزادان را به ميزان قابل‌توجهي كاهش مي‌دهد.
مطابق با آمارهاي انجام گرفته، در بيش از 20 درصد از نوزادان، ميزان سطح ويتامين دي سرمي كمتر از 25 نانومول در ليتر گزارش شده است كه اين رقم، نوزادان را در معرض خطر مشكلات تنفسي قرار مي‌دهد.
همچنين اين پژوهش‌ها نشان داد، حد متوسط اندازه‌گيري شده در بيش از 60 درصد از نوزادان، 44 نانومول در ليتر بوده كه اين ميزان نيز نشانه كمبود ويتامين دي مادران در دوران بارداري است و به نفع سلامت نوزادان نخواهد بود.
ديگر يافته‌ها نشان داد، كمبود احتمالی ميزان ويتامين دي در نوزاداني كه در زمستان متولد شده يا سابقه ابتلا به آسم در خانواده آنها وجود دارد، بيشتر است. از طرف ديگر فاكتورهايي مانند سبك غلط زندگي والدين يا سيگاري بودن والدين و قرار گرفتن نوزاد در معرض دود سيگار، احتمال ابتلا به فقر ويتامين دي را افزايش مي‌دهد.
متخصصان مصرف مواد لبني در دوران بارداري، قرار گرفتن در معرض نور خورشيد يا مصرف مكمل‌هاي ويتامين دي تحت نظر پزشك را از مهم‌ترين راهكارهاي پيشگيري‌كننده از ابتلاي نوزاد به فقر ويتامين دي معرفي مي‌كنند.

رویاهای کودکان

رؤياي كودكانه

تعبير «پنجره» در رؤياهاي كودكان

رؤياي پنجره خانه مفاهيم متعددي دارد اما عمده‌ترين مفهوم آن ديدگاه ما درباره زندگي است.
معمولاً كودكان باتوجه به ديدگاهي كه نسبت به جهان اطرافشان دارند پنجره را از مناظر مختلف نگاه مي‌كنند.
از اين‌رو روانكاوان معتقدند كودكاني كه دائماً در حال ديدن رؤياي پنجره هستند با مفاهيم اصلي زندگي‌شان درگيري فكري دارند.
برخي كودكان در رؤيا مي‌بينند كه در حال پركشيدن از كنار پنجره هستند.
برخي در كابوس شبانه‌اي رؤياي افتادن از لبه پنجره ساختمانشان را دارند.
بنابراين آنچه مفهوم زندگي را به شكلي ملموس‌تر معنا مي‌كند خود پنجره نيست. بلكه ديدگاهي است كه هر كودك در منظره پشت پنجره مي‌بيند. اگر كودكي در خواب خود ديد كه منظره پشت پنجره سرسبز و زيباست او از وضعيت رواني مطلوبي برخوردار است اما اگر در خواب ديد كه ساختمان‌هاي پشت پنجره، بي‌نظم و نازيباست وضعيت رواني كودك مي‌بايست مورد بررسي قرار بگيرد.
كودكاني كه در خواب از وجود پنجره‌هاي حفاظ‌دار احساس رضايت مي‌كنند در واقع آنهايي هستند كه ميزان احساس امنيتشان در خانه كمتر است و نرده و حفاظ پنجره را حصاري براي ممانعت از ورود افراد غریبه به خانه مي‌دانند. چون پنجره يكي از عناصر خانه است كه از فضاي بيرون از خانه نيز مورد تهديد قرار مي‌گيرد و آسيب‌پذير است.
بنابراين اگر در رؤياي كودك جلوه‌گر شد و كودك نسبت به آن احساس خوبي نداشت بايد هر چه سريع‌تر با كمك يك روانشناس متخصص يا روانكاو مورد بررسي قرار بگيرد.
نحوه تشخيص اين قبيل خواب‌ها در كودكاني كه توانايي بيان رؤياهايشان را ندارند چندان آسان نيست اما اگر كودك چند روز به‌طور ناگهاني از رفتن در كنار پنجره اجتناب كرد و يا دائماً در حال بستن پنجره‌ با اضطراب بود و يا اينكه در نقاشي كلبه يا خانه پنجره‌اي نكشيد مي‌بايست رؤياي او و يا مشكل احتمالي پيش‌آمده براي او را مورد بررسي بيشتر قرار داد.
معمولاً كودكان خانواده‌هاي پرتنش در اين زمينه آسيب‌پذيرتر هستند. آنها معمولاً كابوس‌هاي شبانه چندگانه دارند اما اگر روابط والدين تيره باشدمعمولاً در خواب شبانه‌شان كودكان يا پنجره را در حال هجوم به سوي خود مي‌بينند يا والدين را با هيبتي نامأنوس و غم‌انگيز پشت پنجره مي‌بينند. از اين‌رو نقاشي‌درماني و قصه‌درماني كمك زيادي به اين كودكان مي‌كند.

نخستین تجربه دوست یابی

 كوچولو در 19 ماهگي به درك جديدي از دنياي پيرامون دست پيدا مي‌كند، در اين سن كودك متوجه مي‌شود، چه زماني اعمالش مورد تأييد و توجه بزرگترها نبوده و ممكن است از اين شرايط براي سرگرم كردن خود و اطرافيانش استفاده كند. براي نمونه، گاهي اوقات آگاهانه، برادر را خواهر مي‌گويد يا در تصاوير به عكس قورباغه اشاره كرده و آن را زرافه مي‌نامد. كوچولو از اين كار لذت مي‌برد و زماني كه با واكنش منفي والدين مواجه مي‌شود، مي‌خندد.
کوچولوی قدرتمند
نوپاي 19 ماهه در اين سن توانايي انجام كارهاي فيزيكي و مهارت‌هاي مختلف را آموخته و علاقه‌مند است تا تمام توان خود را صرف انجام اعمال مختلف كند، اما از آنجايي كه قدرت قضاوت، انتخاب صحيح و كنترل كارها در او هنوز به ميزان كافي شكل نگرفته است، ممكن است او را در معرض خطر قرار دهد، از اين‌رو والدين بايد كودك را توجيه كنند كه هنوز توانايي انجام كارهاي سخت را ندارد.
در اين سن اكثر كودكان دوست دارند، بدون هدف مشخصي، در مسيرهاي دايره‌وار، راه بروند يا از يك اتاق به اتاق ديگر سرك بكشند، مراقبت‌هاي نامحسوس والدين از كوچولو سبب خواهد شد تا او در محيطي امن، آزادانه انرژي خود را تخليه كرده و بازي كند.
رقابت جویی
مهارت‌هاي حركتي كوچولو در 19ماهگي به سرعت در حال تكامل است. او در بازي‌هايي مانند جورچين تبحر شگفت‌آوري پيدا كرده و هنگامي كه خانه‌سازي مي‌كند، رشد خلاقيت در او به‌خوبي مشهود است.
نوپاي 19 ماهه در اين سن معناي رقابت را به‌خوبي مي‌فهمد و هدف او هنگام بازي، اجراي صحيح و مورد تشويق واقع شدن توسط والدين است.
والدين مي‌توانند يك پازل ساده در اختيار كودك قرار داده يا با نصب يك حلقه بسكتبال مخصوص كودكان از او بخواهند تا پرتاب صحيح توپ را به داخل حلقه امتحان كند. اين بازي‌ها به تقويت مهارت‌هاي ذهني و حركتي كودك كمك مي‌كند. والدين بايد سعي كنند بازي يا سرگرمي مورد علاقه نوپا باشد، انجام بازي‌هاي مختلف يا سرگرمي‌هايي كه متناسب با سن، استعداد يا علاقه كودك نيست او را دچار پريشاني و دلزدگي از انجام بازي مي‌كند.
شخصیت های خیالی
بسياري از كودكان در 19 ماهگي ممكن است از شخصيت‌هاي خيالي در داستان‌ها مانند هيولا، غول و... بويژه هنگام شب ابراز ناراحتي و ترس كنند چرا كه خيال‌پردازي در اين سن در كودكان رشد بيشتري پيدا مي‌كند. والدين بايد تماشاي فيلم‌هاي ترسناك يا خواندن كتاب‌هايي كه در آن به شخصيت‌هاي خيالي و وهم‌انگيز پرداخته مي‌شود را محدود كنند. بهتر است از چراغ خواب در اتاق كودك استفاده شده و به او چراغ قوه داده شود تا ترس از سايه‌ها در او كمتر شود.
گاهي اوقات گوش دادن كودك به يك موسيقي آرام از ميزان ترس او كم مي‌كند.
مهارت های اجتماعی
مهارت‌هاي گفتاري و اجتماعي كودك در 19 ماهگي به رشد قابل توجهي مي‌رسد. او از عبارت‌هاي جديد و جالبي براي ارتباط با اطرافيان استفاده مي‌كند.
اكثر كودكان مهارت غذاخوردن را به‌خوبي آموخته، دندان‌هايشان را با كمك والدين مسواك مي‌زنند و سعي مي‌كنند از عباراتي استفاده كنند كه زودتر به نتيجه برسند. معمولاً در دايره واژگان كودك 19ماهه 30 تا 50 لغت مي‌گنجد. همچنين آنها مهارت لباس پوشيدن را آموخته‌اند.
يادگيري
به‌طور كلي يك تا دو سالگي، زمان مناسبي براي رشد مهارت‌هاي آموزشي در كودكان است، كوچولو در اين سن با استفاده از حس لامسه و تكنيك‌هاي حركتي با مفاهيم تازه‌اي از قبيل اندازه‌هاي مختلف اجسام، قد، وزن و حجم آشنا شده و با استفاده از اين مفاهيم به كشف دنياي اطراف خود مي‌پردازد.
كوچولو با مفاهيم اوليه رياضي آشنا شده و زماني كه مشغول رنگ‌آميزي اشكال هندسي شده يا در بازي نقطه‌چين به تصاوير ساده هندسي مانند دايره يا مربع دست پيدا مي‌كند، سرگرم شده و خلاقيت در او رشد پيدا مي‌كند.
مناسب ترین سرگرمی ها
يكي از شاهراه‌هاي ارتباطي كودك با دنياي اطراف و آموختن مهارت‌هاي مختلف بازي است. كودكان در 19 ماهگي بيشتر از گذشته با دنياي اطراف آشنا شده و آموختن مهارت‌هاي جديد در بازي به او كمك خواهد كرد كه در دنياي پيرامونش كنكاش كند.
پازل های خانه‌سازي مناسب‌ترين وسيله بازي براي كودكان 19 ماهه است. اين بازي ارتباط ميان چشم و دست‌ها را تقويت مي‌كند. والدين بهتر است با كودك در اين بازي همراه شده و به او بياموزند كه چگونه يك ساختمان يا برج بسازد.
تخريب ساختمان و ساختن مجدد او خلاقيت كوچولوي 19 ماهه را پرورش مي‌دهد.
از طرف ديگر در اين بازي نه تنها كوچولو سرگرم خواهد شد، بلكه مهارت‌هاي كلامي او نيز تقويت مي‌شود. از ظرف‌هاي غذاخوري پلاستيكي يا جعبه‌هايي كه قابل تفكيك و نصب مجدد هستند نيز مي‌توان به جاي لگو و جورچين‌ها استفاده كرد.
نقاشي با رنگ‌هاي غيرسمي و انگشتی از بازي‌هاي مورد علاقه كوچولو در 19 ماهگي است. در صورتي كه اين بازي در فضاي خارج از منزل انجام شود، نه تنها باعث پرورش مهارت‌هاي فكري و رشد خلاقيت در كودك مي‌شود، بلكه او را با دنياي اطراف و رنگ‌هاي طبيعت نيز آشنا مي‌كند. كوچولوي 19 ماهه، به موسيقي علاقه‌مند است. براي پرورش و رشد استعدادهاي موسيقيدان كوچك مي‌توان از ابزاري مانند قاشق‌هاي پلاستيكي و چوبي و ظروفي مانند قابلمه يا ماهيتابه استفاده كرد تا كودك سرگرم شده و با مفاهيم اوليه موسيقي آشنا شود.
بهتر است والدين يك تقويم تهيه كرده و موفقيت‌ها يا مهارت‌هايي كه هر روز كودك به دست مي‌آورد را در آن ثبت كنند.
يكي‌ديگر از روش‌هايي كه به رشد ذهني كودك كمك كرده و باعث افزايش ارتباط والدين با كودك مي‌شود، تهيه كتابي از تصاوير مختلف است. در اين كتاب مي‌توان تصاويري مرتبط با مفاهيمي كه كودك در اين سن مي‌آموزد يا مورد نياز اوست را آماده كرد و در كتاب بچسباند. كودك با زبان اشاره يا مهارت‌هاي كلامي با والدين ارتباط برقرار كرده و دنياي جديدي در برابرش پديدار خواهد شد.

بازی در مهد کودک ها و آموزش غلط برای کودکان

درخصوص فرهنگ کار تیمی

 بازی بهترین آموزشه

در مهد کودکهای ایران :

 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن هر کی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره گرگه و .... ادامه بازی. بچه ها هم همدیگر رو  هل میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن.

با این بازی ما از بچگی به کودکان خود آموزش میدیم که هرکی باید به فکر خودش باشه.

در مهد کودکهای ژاپن:

 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن اگه یکی روی صندلی جا نشه همه باختین. لذا بچه ها نهایت سعی خودشونو میکنن و همدیگر رو طوری بغل میکنن که  كل تيم  10 نفره  روي 9 تا صندلي جا بشن و كسي بي صندلي نمونه. بعد 10 نفر روی 8 صندلي، بعد 10 نفر روی 7 صندلي و  همینطور تا آخر.

با این بازی اونا به بچه هاشون فرهنگ همدلی وکمک به همدیگر رو یاد میدن